Thursday, December 27, 2012

زیباترین عاشقانه ام را برای تو سروده ام،
نه با کلام، نه با سخن، نه با حرف
که با سکوت غمگین چشمانم

زیباترین عاشقانه را برای تو سروده ام
که بایر قلبم را گلستان کرده ای
با یک نگاه
با دو نگاه
با نشانه های پنهان نگاهت

بی تو دیوان شعر نداشتم
شعرهایم را بر پک سیگار می نوشتم
شعرهایم دود می شد و به هوا می رفت
با تو حالا دفترچه کوچکی دارم ،

اما چه سود،
زمستان فصل عاشقی نیست،
دست ها سردند در زمستان عاشقی

بیا زمستان را کوتاه کنیم
بیا غصه ها را فراموش کنیم
بیا شوپن را به قرن 21 بیاوریم
بیا قصه ها را زندگی کنیم
بیا مثلث عاشقانه را بی شکل کنیم
بیا رود را زندگی کنیم
بیا جرأت را زندگی کنیم
بیا زندگی را زندگی کنیم
بیا بی وزن و بی قافیه شعر بگوییم
بیا دوست داشتن را زندگی کنیم

راستی یادت هست،
ورتر جوان داستان ما مرد،
تا که عشقش جاودان شود

اما تو دل نگران نباش،
من آبروی عشقم
ایستاده می میرم
و اینجا قلب من است،
سی و هفت هزار و پانصد و شصت و چند بار به یاد تو تپیده است
و باز هم خواهد تپید
دل نگرانم نباش.

No comments: