Saturday, November 09, 2013

ناگفته‌هایم

ناگفته‌هایم در صندوقچه‌ای پنهان است
که پس از مرگم نیز یافت نخواهد شد

ناگفته‌هایم سوار تراموایی است
که از چهارراه زیبایی می‌گذرد
آنجا که تو در گوشه‌اش قهوه‌ای می‌نوشی

ناگفته‌هایم برگ‌های خزان است که
بر زمین می‌ریزد
تا زیر پای ره‌گذارن خرد شود
تکه شود، کلمه شود، بی‌خاصیت شود

1 comment:

Anonymous said...

چرا فکر می کنی اگر ناگفته هات کلمه بشه بی خاصیت میشه؟