Thursday, May 23, 2019

زندگی بر روی زمین

پاشنه هایم چسبناک شده است
بر روی آسفالت داغ، پاشنه هایم چسبناک شده است
چیزی مرا آزادتر نمی کند
بعد از مستی هم تنهایی تنها همراه من است

در پروازم به سوی بالا
ارتباطم با برج مراقبت قطع شده است
پس ما برای همیشه اینجا می مانیم
با همین تنهایی همیشگی 
و همین زمین کذایی

پاشنه هایم چسبناک شده است
قیر دارد در خود می بلعد
پاشنه هایم چسبناک شده است
هیچ چیز مرا بیشتر از این نمی ترساند
همه چیز حقیر و پیش پا افتاده 
و کهنه و ضایع به نظر می آید

در آسمان که دارد روشن می شود
نشانه های تقدیس زیر بار سنگین هستی خرد می شوند
و ما در همان جا می مانیم
با همین تنهایی همیشگی 
بر روی همین زمین کذایی

پاشنه هایم چسبناک شده است
مرا از این سیمان لعنتی جدا کن 
پاشنه هایم چسبناک شده است
شاید من اشتباه می کنم
اما اگر تو مرا دوست داشته باشی
رام تو خواهم شد

می خواهم زیر آفتاب زیبا
بارها و بارها تانگو برقصم
در ونیز با شادی و سرخوشی بسیار
بیا و مرا آزاد کن
از این تنهایی لعنتی
از این زمین کذایی

بیا و مرا آزاد کن
از این تنهایی لعنتی
از این زمین کذایی


-------------------------------------------------------------

این هم متن ترانه فیلم «یک جدایی فوق العاده» که شما هم بدونید من فیلم های در پیت می بینم :)


 

Tuesday, May 07, 2019

جریان زندان رفتن من و سختی کار :)

 در پروژه جدیدمان باید به زندان های اتریش برویم و با زندانی ها مصاحبه کنیم. حالا این که زندانی ها به چه دلیل آنجا هستند و چه بلایی برخی هم زبان های ما که به عشق زندگی بهتر اینجا می آیند چه می آید بماند

جریان اصلی اینجاست که طبیعتا به دلیل شرایط خاصی که زندان دارد؛ برای ما مشکلات زیادی پیش می آید؛ نکته مهم این بود که مدیر پروژه چندین بار بابت این مشکلات از من معذرت خواهی کرده است. طبیعتا برای من که تجربه زیادی دارم، این رویدادها طبیعی است چون در مناطق مختلفی کار کرده ام

اتفاقا هفته گذشته که داشتم مجله پی ام تاریخ را می خواندم دیدم گزارشی در مورد پل شوتزر نوشته شده است. او یکی از مطرح ترین عکاس های دوره جنگ سرد بوده است و عکسی در دوره ساخته شدن دیوار برلین دارد که خیلی مشهور شده است. او در سی و شش سالگی و هنگامی که مشغول گزارش گرفتن و عکاسی در جنگ شش روزه بود، به دلیل اصابت نارنجک فوت کرد

خلاصه این که هر کاری سختی های خودش را دارد و من به شخصه همیشه به یاد عکاسان و خبرنگاران هستم که به دلیل گزارش جنگ از بین ما رفته اند

Monday, May 06, 2019

زمان کشتن اسطوره هاست

اتفاقاتی که برای علی دایی افتاده است، بهانه ای شد تا موضوعی را که چند سالی به آن فکر می کنم به روی کاغذ بیاورم

کلا یکی از مواردی که در دنیای مدرن تغییر کرده است مفهوم اسطوره ها هستند. اسطوره ها برای دوره های بودند که انسان هنوز نمی توانست اتفاقات و رویدادهای اطراف را توضیح بدهد؛ بنابراین به توجیه نیاز داشت. پس از گذشت زمان، این اسطوره ها مقدس شدند. در دوره مدرن این اسطوره ها و مقدسات زیر سوال رفت و نگاه انسان ها به دنیای پیرامون تغییر کرد. فیلسوفی که به جنگ این دیدگاه رفت نیچه بود که جمله مشهور خودش را گفت: «چه بسا این قدیس پیر در جنگلش هنوز چیزی از آن نشنیده باشد که خـدا مُــرده است» و این آغاز دوره پسامدرن بود

ما در ایران هنوز درگیر مفهوم مقدس بودن اسطوره ها هستیم. به این موضوع دقت کنید که وقتی شخصی را می خواهند بالا ببرند؛ آن قدر چیزهای عجیبی در مورد فرد می گویند که گویی آن شخص دارای قدرت ماوراطبیعه است؛ مثلا در مورد آقای خمینی من به شخصه از مردم و معلمان چیزهای عجیبی شنیدم که مشخصا در این راستا بود. ساده اش حرف معلم ما بود که می گفت "حضرت امام چنان وقت شناس بود که مردم نجف ساعت هایشان بر مبنای عبور ایشان از کوچه تنظیم می کردند" جریان رویت امام در ماه هم که نیازی به تکرار ندارد

اشکال کار کجاست؟ آنجا که اگر کسی بخواهد آقای خمینی را نقد کند، دچار مشکل می شود؛ چون آدم ها دارند به امری مقدس حمله می کنند؛ بنابراین عملا امکان وجود ندارد. یعنی عملکرد یک فرد در مقام مسوول اداره یک کشور بررسی نمی شود؛ چون مقدس است و نمی توان یک نقد ساده کرد

همین موضوع در مورد علی دایی هم صدق می کند. علی دایی بیشترین گل زده ملی را دارد و همیشه متعصب بوده است؛ اما عملکردش در دوره بازی و مربی گری قابل نقد است. متاسفانه چون نگاه ما هنوز به افراد اسطوره گونه است؛ هنوز نمی توانیم نقد منصفانه می کنیم

Sunday, April 28, 2019

عملکرد عجیب کمیته انضباطی

منظور از تنبیه در جامعه چیست؟
منطقا هدف اصلی ایجاد نظم و امنیت در جامعه است. مشکلی برای ما به وجود آمده است که تنبیه در جامعه نقش ساکت کردن بخشی از جامعه پیدا کرده است و در نتیجه نمی تواند به نظم و امنیت بینجامد

چند مثال: اگر پلیس یا گروه های شبه نظامی خلافی مرتکب شوند یا خشونتی انجام دهند در ایران مصونیت دارند. برای مایی که در جریان کوی دانشگاه بودیم؛ مشخص بود که جریان بیش از دزدی ریش تراش بوده است. آسیبی که به در و دیوار خورده بود؛ خیلی خیلی فراتر از این بحث ساده بود
نصرتی در مسابقات قهرمانی آسیا در دوره دادکان به عمد ستون فقرات بازیکن حریف را له کرد؛ کاری که می توانست باعث فلج شدن حریف بینجامد، ولی با تنبیهی مواجه نشد

به هفته گذشته برگردیم. یک فرد وارد زمین بازی تراکتورسازی می شود و به مسعود شجاعی حمله می کند؛ پس از آن دژاگه شخصا می خواهد آن تماشاگر را ادب کند! دیروز هم طرفداران پرسپولیس و بیرانوند و نعمتی حسابی دست به خشونت زدند.

امروز که احکام کمیته انضباطی صادر می شود، شاهد آن هستیم که احکام بیشتر از آنکه مبتنی بر قوانین باشد، برای راضی کردن تیم هایی است که طرفداران بیشتری دارند - به نوعی حق السکوت به آنهاست

Saturday, April 27, 2019

دولتی که از مردم عقب تر است؛ مورد نگاری ایران / پرسپولیس / تراکتور

در ایران ما یک دوگانگی مردم / دولت - حکومت داریم. منظور این است که چه پیش از شکل گیری دولت - ملت ما حکومت های جدا از مردم داشتیم و بعد از آن هم دولت ها از دل مردم بیرون نیامده اند و عواملی غیرمردمی در شکل گیری مردم نقش داشتند. همین باعث می شود که دولت ها و حاکمان از متوسط مردم سطح فکری پایین تری داشته باشند

منظور من بطور واضح این است که دولت می تواند پیشروی تغییرات به سمت جلو در یک جامعه باشد و این مهم وقتی اتفاق می افتد که حاکمان نگاهی ملی داشته باشند و هدفی عمومی برای جامعه تعریف کرده باشند. در ایران، بیشتر ایام با نگاهی مقابل روبرو بوده ایم؛ بدین معنا که حاکمان و دولت ها یا منافع فردی برایشان مهم تر بوده است یا آنکه علم کافی نداشته اند. به عنوان مثال، نگاهی به روند توسعه اقتصادی ایران نشان می دهد که دولت های ایران با مبانی ساده توسعه آشنا نبوده اند و سهوا یا عامدا کاری کرده اند که تحول اقتصادی ایران به تاخیر بیفتد و در شرایط فعلی حتا دشوار شود

در مقابل، ما می بینیم بیرون از دولت افراد آگاه و عالم وجود دارند که تصمیم گیری های بهتری را پیشنهاد می دهند؛ افرادی که متاسفانه به دلیل کوته بینی های سیاسی و فکری جایی در حاکمیت ندارند

همین اتفاق در مدیریت باشگاه های ما هم دیده می شود. رفتار اخیر زنوزی در تراکتورسازی و عرب در پرسپولیس مثال خوبی از این مدیران یک روزه است که خود عقب تر از مردم هستند. آدم هایی که برای محبوبیت لحظه ای و خالی کردن خشم های فروخورده به هر کاری تن می دهند. این آدم ها کاری می کنند که به جای طرفداران آرام و متین افراد خشمگین و متعصب وارد ورزشگاه های ما شوند

Thursday, April 25, 2019

تاثیر سوسیالیست ها بر وین سرخ

پس از نوشتار دیروز در مورد وین، دوستی از من پرسید که اتفاقات صد یال پیش چه تاثیری بر وین امروز دارد و چرا من فکر می کنم که امکان دارد در آینده سطح زندگی در وین کاهش پیدا کند

یکی از ایده های مهم سوسیال دموکرات در وین ایجاد فرصت های برابر بود - فراموش نکنیم که کلا ما سوسیالیسم را با اهدافی مانند برابری و عدالت می شناسیم. فرصت های برابر چگونه به وجود می آید؟ وقتی که آدم ها می توانند مانند همدیگر تحصیل کنند؛ ورزش کنند؛ سکنی بگزینند یا از وسایل عمومی استفاده کنند

بنابراین سوسیالیست ها در ابتدای کار تحصیل را رایگان می کنند؛ امکانات ورزشی به وجود می آوردند؛ مسکن را ارزان می کنند (یا دست کم خانه هایی برای افراد کم درآمد می سازند که نوعی حمایت اجتماعی به حساب می آید) و وسایل عمومی ارزان می شود

تمامی این اتفاقات در وین افتاد؛ بطوری که در مناطق اشرافی وین هم خانه هایی ساخته شد که گروه های کم درآمد هم می توانستند در آن زندگی کنند. مثال آن خانه هایی که به عنوان گماین ده شناخته می شود در منطقه نوزده و هجده وین است. اماکن ورزشی بسیاری ساخته شد؛ مثال های استخرهای دولتی بسیار شناخته شده هستند. آملین باد وقتی ساخته شد یکی از زیباترین مجموعه های ورزشی در اروپا بود. افراد می توانستند با هزینه کم از این دولت ها استفاده کنند. خود من که در تهران به دلیل درآمد کم نمی توانستم استخر بروم، قیمت های این استخرها تا چندی پیش بسیار مناسب بود

حالا به تغییرات نگاه کنیم. همین مسکن های اجتماعی از اولین مواردی است که در سال های اخیر در حال محو شدن هستند.همزمان قیمت مسکن و اجاره مسکن به شدت در حال افزایش است. خوب، در همین جا به یکی از موارد مهم اشاره می کنم. چرا شهری مانند وین امن است و نیویورک نیست؟ به دلیل نابرابری های عجیب اجتماعی. خیلی از دوستانی که از آمریکا یا ایران به وین می آیند خیلی تعجب می کنند که چطور افراد جرات می کنند که نیمه شب در شهر قدم بزنند. به یک دلیل ساده: وین محلات خلاف ندارد. در نیویورک محله ای شکل می گیرد که افراد مورد تبعیض در آن گرد هم می آیند و کسی جرات ندارد به این محله که هارلم نام دارد برود. راه برون رفت هم وجود ندارد؛ امکان تحصیل و فرهنگ پذیری برای این بچه ها وجود ندارد و آنها خرده فرهنگ خود را شکل می دهند. در وین به دلیل اختلاط اقتصادی و اجتماعی این موضوع کمتر دیده می شود. الان که مسکن گران شده است و حمایت ها کاهش یافته است، چنین مناطقی در وین در حال شکل گیری هستند. مناطقی مانند منطقه ده یا دوازده یا شانزده به عنوان محلاتی خارج نشین شناخته می شوند و قطعا در آینده مشکلات زیادی به وجود می آید

امکانات ورزشی وین که به همت سوسیالیست ها عمومی بود و ارزان در حال گران شدن است. حمایتی که از کلیه دانشجویان انجام می شد در حال محدود شدن است. از طرف دیگر، استخری مانند مارگاریتن باد به بخش خصوصی واگذار شده است؛ یعنی امکانات عمومی در حال کاهش هستند. مضاف به اینکه هزینه این استخرها در دو سال بیش از پنجاه درصد افزایش پیدا کرده است

در مورد تحصیل هم که جریان پولی شدن دانشگاه ها آغاز مهمی بود. دوره هایی که در مدارس عمومی برگزار می شود کیفیت خود را از دست داده اند و از طرف دیگر به بهانه های مختلف از بچه ها در مدارس پول می گیرند - مثلا هزینه غذا. در اینجا ذکر کنم که ایده مدارس مردمی یکی از ایده های درخشان سوسیالیست ها بود. در آنجا دوره های آموزشی برای مردم برگزار می شد و جالب تر این که انواع برنامه های فرهنگی امکان رشد در آنجا داشتند

خوب، برگردم به تاثیر این موارد در وین. ما در جامعه شناسی و اقتصاد با مفهومی به نام ساختار روبرو هستیم. ساختار در تعریف ساده مفهومی است که وجود دارد و دیده نمی شود. وقتی اقتصاددان می خواهد ساختار را نشان بدهد، باید تورم و درآمد و میزان اشتغال را اندازه گیری کند تا جنبه ای از اقتصاد را نشان دهد. ساختار اجتماعی هم چنین است. ما باید به میزان حضور خارجی ها در کشور، بیکاری و غیره توجه کنیم. ساختار اجتماعی در سال های طولانی شکل می گیرد و زمان زیادی طول می کشد تا تغییر کنند. وینی ها در سال ها به این ساختار رسیدند و هم اکنون در حال ضربه زدن به آن زدند و دود آن به چشم آیندگان می رود

Wednesday, April 24, 2019

وین / یوتوپیای انسان بهتر

در یک سری امتیازدهی ها وین شهر اول دنیا شده است و بسیار در این مورد صحبت می شود. اتفاقا در یک سری کارهای تحقیقاتی در وین دیده می شود که احتمالا در آینده وین جایگاه خودش را از دست خواهد داد. به خصوص در زمینه هایی مانند نابرابری شاهد افزایش اختلاف بین اتریشی ها و وینی ها هستیم

اما برای این که بدانیم وین امروز چگونه ساخته شده است؛ باید به صد سال پیش برگردیم. بهانه این بازگشت تاریخی صد سالگی سوسیال دموکراسی وین است. در اصل آپریل 1919 بود که اداره وین با ایده های سوسیالیستی آغاز شد. به همین بهانه هفته نامه پروفیل (اشپیگل اتریشی ها :) ) مطالب ویژهای به این موضوع اختصاص داده است. من هم بیشتر از همین مطالب استفاده می کنم و در مورد روند شکل گیری وین سرخ می نویسم

بعد از جنگ جهانی اول، امپراطوری اتریش - مجارستان از هم پاشید و جمهوری اتریش شکل گرفت. وقتی در سال 1919 انتخابات شهر وین برگزار شد؛ حزب سوسیال دموکرات به قدرت رسید. این نکته را هم باید اشاره کرد که وین سال ها بود که شهری با گرایش های کارگری شده بود؛ چرا که روند صنعتی شدن از اواخر قرن نوزدهم شروع شده بود و تعداد کارگران و کارخانه های وین به شدت افزایش کرده بود. همین موضوع باعث شده بود که گرایش های سوسیالیستی و کمونیستی در این شهر بسیار زیاد باشد


وقتی سوسیالیست ها پیروز شدند؛ تحولات زیادی در سیاست های شهر وین به وجود آمد. یکی از نمادهایی که هنوز باقی مانده  و یکی از جاهای دیدنی وین شده است؛ میدان کارل مارکس نام دارد. در این میدان خانه های مشابه ارزان قیمت با حمایت های دولتی ساخته شد. ایده های جدید برای زندگی جمعی مطرح و اجرا شد؛ به عنوان مثال، اتاق ها و فضاهای خاصی برای رختشویی ساخته شد. این رختشورخانه ها بسیار مجهز بودند و وقتی در سال 1930 خانه های این میدان به بهره برداری رسیدند؛ رختشورخانه آنجا مدرن ترین شکل ممکن را داشت

کوتاه بگویم: نود و دو درصد خانه ها در سال 1919 توالت نداشتند، نود و پنج درصد آب لوله کشی نداشتند و بیش از نود درصد خانه ها تخت خواب به اندازه ساکنان نداشتند، نتیجه آنکه تا سال 1934 با تحولاتی که اتفاق افتاد آمار بسیار بهتر شد

به جز حوزه مسکن، در حوزه بهداشت، تحصیلات و معیشت هم اتفاقات بسیار مهمی افتاد. هدف اصلی سوسیالیست ها این بود که تحصیلات برای همه در دسترس باشد و ارزان باشد. به همین دلیل، مهدکودک های مونتسوری برپا شد و تحصیل رایگان شد. از طرف دیگر، حمایت های اجتماعی و اقتصادی از طرف دولت به وینی ها ارایه شد. کمک های اقتصادی به وینی ها باعث شد که سطح زندگی همگان بهتر شود

وین مصداق شهری شد که برای همه فرصت های برابر به وجود می آورد و روی همین زیربنا وین سرخ شکل گرفت و هم اکنون بهترین شهر دنیا - در یک تحقیق جهانی - شد