Monday, November 23, 2020

سوء مدیریت؛ به بهانه وقایع این چند روز استقلال

استقلال فکری در دومین بازی فصل اولین شکست را تجربه کرد. وقایع این بازی بهانه ای به دست رقیب این تیم داد تا برای تمسخر کردن استقلالی ها موارد جدیدی داشته باشد. بسیاری به تعویض نکردن مربیان یا دخالت سرپرست در امور فنی یا عدم توجه به مصدومیت مدافع اشاره کردند. اما فکر می کنم برای شناسایی مشکلات استقلال لازم است که به عقب تر برگردیم و داستان مدیریت این تیم را با دقت بیشتری دنبال کنیم

کادر پزشکی استقلال با چند تن از بازیکنان تیم مشکل پیدا می کند و مدیران تیم به جای حل مشکل به شکلی منطقی روی می آورند به روش قدیمی دور زدن مشکل و سعی می کنند با چند معذرت خواهی گذرا مساله را حل کنند. نتیجه اینکه کادر پزشکی با تجربه این تیم که سال ها تجربه کسب کرده است، بطور ناگهانی استعفا می دهد و کادری بی تجربه وارد می شود. در لحظه ای که این تیم باید تجربه خود را نشان دهد و با نیمکت فنی هماهنگ باشد، کمترین واکنشی نسبت به این موضوع ندارد و نتیجه اینکه نیمکت تیم از شدت مصدومیت خبردار نمی شود

چند روز قبل از بازی، مدیرعامل سابق استقلال و رییس هیات مدیره تیم در یک برنامه تلویزیونی خود را مضحکه خاص و عام کردند. چگونه می توان انتظار داشت که تیم تحت تاثیر چنین واقعه ای قرار نگیرد و همچنان بتواند عملکرد طبیعی خود را داشته باشد

مدیران جدید استقلال در اقدامی عجیب و بی سابقه شروع می کنند به چانه زنی با بازیکنان برای کاهش دستمزد! آیا چنین عمل خنده داری برای روی روان بازیکنان اثر ندارد؟

سرمربی تیم هر کسی که در استقلال مسوولیت فنی داشته است برای دستیاری و سرپرستی تیم انتخاب می کند. کدام عقل سلیمی می گوید که مرفاوی و مظلومی که روزی سرمربی تیم بوده اند، اکنون زیر نظر فکری کار کنند. استفاده همزمان از برهانی و عمران زاده قطعا سبک مدیریتی فکری را تحت تاثیر قرار می دهد

مثال استقلال را زدم تا تاکید کنم که مشکلات مدیریتی در کشور صدمات زیادی به عملکرد بازیکنان می زند و استقلال تنها یکی از مثال های چنین مسایل مدیریتی است  

Monday, October 19, 2020

رابطه تاکسیک چه نوع رابطه ای است؟

 من علاقه خاصی به شنیدن صحبت های فرهنگ هلاکویی دارم و مطالب ارزشمندی ازش یاد گرفته ام. یکی از مواردی که در صحبت هایش بسیار به آن اشاره می کند بحث عذاب وجدان و احساس گناه تاکسیک است که به آن علاقه مند شدم، ولی متاسفانه در مورد تاکسیک گیلت مطلبی در جایی پیدا نکردم. هفته گذشته که مجله روان شناسی منتشر شد، دیدم که بخش زیادی از مطالب آن به روابط تاکسیک اختصاص یافته است و جالب این که در اطراف خودم چنین روابطی زیاد می بینم و جالب بود که دیدم برای آن یک اصطلاح خاص وجود دارد

کلا روابط تاکسیک به روابطی گفته می شود که یکی یا هر دو فرد یک رابطه بخواهند طرف مقابل را تحت سلطه و احاطه خود دربیاورند. در چنین شرایطی  طرفین رابطه از یکدیگر حمایتی دریافت نمی کنند و کشمکش ها بیشتر و بیشتر می شود

یکی از روان شناسان متاخر سعی کرده است با این تعریف ما را بیشتر با این شکل رابطه آشنا کند «رابطه تاکسیک رابطه ای است که در آن فرد عشق را بر سه جنبه اصلی رابطه سالم اولویت می دهد. سه اصل مهم رابطه سالم عبارتند از احترام و حرمت متقابل، اعتماد و محبت». فردی که صرفا عاشق است این پایه های اصلی رابطه سالم را ندید می گیرد و در ورطه ای میفتد که از رابطه لذتی نمی برد و رابطه چیزی به او نمی افزاید. چنین رابطه ای در نهایت باید تمام شود تا فرد به شرایط بهتری برسد

اشکال کار این است که چون افراد با مفهوم رابطه تاکسیک آشنایی ندارند، امید دارند که طرف مقابل را اصلاح کنند (یا به قول هلاکویی فکر می کنند که آنها توانایی تغییر طرف مقابل را دارند) یا اینکه با گفتن دوستش دارم در این رابطه می مانند و در نهایت ضربه های بدتری می خورند

با توجه به اینکه مفهوم رابطه تاکسیک حدود بیست سالی است وارد روان شناسی کاربردی شده است، روان شناسان فعال در این حوزه تلاش کرده اند تا نشانه های این رابطه را معرفی کنند تا افراد بتوانند از آن گذر کنند. این نشانه ها با یک جستجوی ساده در گوگل قابل پیدا کردن است

Saturday, September 12, 2020

حزب جدید چپ ها در وین

 مدت هاست که در اتریش صحبت از اینه که حزب واقعا چپگرا وجود نداره و سوسیال دموکرات ها به قدری درگیر قدرت سیاسی و چانه زنی های مربوط شدن که اصل موضوع یادشون رفته. قوانین ضد نیروی کار، دفاع از حقوق کارفرما، آسیب رسوندن به محیط زیست و فساد بخشی از عملکرد حزب قرمز یا همون سوسیال دموکرات اتریش شده

برای توضیح بگم وین آباد امروز رو به نام وین سرخ میشناسن به این دلیل که اطلاحات سوسیالیستی اون زمان باعث شده بود که نیروی کارگر در وین خونه خوب داشته باشه، حقوق خوب بگیره، امکانات بهداشتی داشته باشه و کلی مزایای دیگه

حالا در مقابل حساب کنید که قیمت متوسط اجاره منزل در طول ده سال گذشته دو برابر شده، حقوق کارگر و کارمند ممتناسب با تورم افزایش پیدا نکرده و نظام مالیاتی به نفع ثروتمندان تغییر کرده

خلاصه همه ما منتظر یه حزب واقعا چپگرا در وین بودیم که خوشبختانه تعدادی از دوستان حزب لینکس (به معنی چپ ها) رو تاسیس کردند و در انتخابات شوراهای وین در اکتبر نامزد معرفی کردند. برای اینکه با چند تا از برنامه های این حزب آشنا بشید، تیتروار می نویسم:

حق رای برای همه ساکنان وین (سی درصد ساکنان وین چون خارجی هستند نمیتونن برای شهر تصمیم بگیرن)

حداقل دستمزد هزار و هشتصد یورو

بهداشت عمومی برای همه (در طول سالیان گذشته خیلی از پزشکان دیگه بیمه قبول نمیکنن - نظام خصوصی بهداشت شکل گرفته)

پایان دادن به قراردادهای استثماری (تعداد کسانی که با قراردادهای استثماری / بدون بیمه یا با حقوق بسیار پایین ساعتی استخدام میشن، خیلی زیاد شده؛ به خصوص که خارجی ها با حقوق شون آشنا نیستن و راحت میشه سواستفاده کرد ازشون) 

حق مسکن به عنوان حق اساسی مورد توجه قرار میگیره و مسکن ارزون در اختیار همه قرار میگیره

تبعیض جنسی و جنسیتی با برنامه ریزی و تصویب قوانین به سمت محو شدن میره؛ یعنی تفاوت زن و مرد از نظر حقوق مالی و قضایی یکسان میشه و افراد هر گرایش جنسی داشته باشن با اونها محترمانه برخورد میشه و به این دلیل تبعیضی علیه اونها نباید به وجود بیاد

رشد و توسعه اقتصادی نباید به محیط زیست آسیب برسونه

برنامه هایی باید برای بهبود شرایط بازنشسته ها تصویب بشه

Friday, September 11, 2020

قانون منع استخدام خارجی ها

 

آقا، برای اینکه یه آدم بی طرف و هم چنین کارشناس برنامه ریزی اقتصادی اظهار نظر کرده باشه؛ من هم نظرم رو می نویسم این وسط ها :) من فکر می کنم که بحث اصلی در مورد قوانین ایران در کل و در فوتبال به عنوان حوزه مورد علاقه ما، غیرکارشناسی بودن از یک طرف و احساسی بودن از طرف دیگه هست.

یک مثال تند بزنم: اعدام افرادی که وجدان عمومی جامعه رو بدرد آوردن؛ این دادگاه در یکی دو جلسه سر و ته فضیه رو هم میاره و به راحتی حکم اعدام داده و اجرا میشه. توی فوتبال هم همین بلا رو سر بازیکن و مربی و باشگاه میارن.

غیرکارشناسی بودن هم که همون قانون بیست و هفت ساله ها رو بگیم، دیگه حجت رو تمام کردیم. در این مورد هم مشکل اصلی اینه که کارشناسی صورت نگرفته. وگرنه اگر به تجربه های جهانی هم نگاه کنیم، چنین محدودیت هایی وجود داره و در عمل هم اجرا میشه؛ مثل فیرپلی مالی در اروپا یا قانون سوپراستارها در لیگ آمریکا. مشکل اینه که کارشناسی نمیشه.

من به شخصه با برخی محدودیت های کارشناسی موافقم؛ به شرط این که واقعا روش کار بشه و اجرایی باشه.


Tuesday, August 25, 2020

نادیده گرفتن فوتبال به عنوان پدیده ای اقتصادی

 با توجه به اینکه پاریس سن ژرمن در دیدار پایانی لیگ قهرمانان در مقابل بایرن شکست خورد، اظهار نظرات زیادی در مورد این که پول خوشبختی نمی آورد شنیده شد. به خصوص که تنی چند از مجریان تلویزیونی روی آن تاکید کردند. در حالی که به نظر می رسد بحثی در اینجا مغقول مانده است و آن هم مباحث اقتصادی فوتبال امروز است

نباید یادمان برود که اگر زمانی می خواستیم حضور خانواده ها یا افراد سرمایه دار در فوتبال را مثال بزنیم، تنها خانواده آنیلی به عنوان مالکان یوونتوس به یادمان می آمد، ولی بعدها دیدیم که خانواده گلیزر وارد عمل شد یا آبراموویچ در فوتبال انگلستان وارد عمل می شوند. بارسا اسپانسری خطوط هواپیمایی قطر و بعدتر شرکت راکوتن را می پذیرد. سازمان سرمایه گذاری قطر باشگاه پاری سن ژرمن را می خرد و چندین مثال دیگر

مجموعه این اتفاقات یک معنی می دهد: کالایی شدن فوتبال و ورود تاجران (بیزینس من های حرفه ای) به فوتبال. خوب پس در اینجا باید بپذیریم که هدف گذاری ها عوض می شود. سود بردن بیشتر از سایر جوانب اهمیت پیدا می کند. به مثالی اشاره کنم که از نزدیک تر با آن آشنا هستم: ورود شرکت ردبول به ورزش. بازاریابی شرکت ردبول بسیار عالی بود و آنها با تولید کالای باکیفیت و بازاریابی حرفه ای توانستند به غول اقتصادی اتریش تبدیل شوند. هم اکنون مالک آن یکی از ثروتمندترین افراد اتریش است

آنها در ورزش هم همین هدف را دنبال می کنند. برند کردن تیمشان و سود دهی. تیم لایپزیش محبوب ترین تیم آلمان نیست، ولی توانسته است که جایگاه خود را پیدا کند و درآمدزایی کند. تیم سالزبورگ نه تنها سال های قهرمان بلامنازع اتریش است؛ توانسته است از فروش بازیکنان سود بسیاری ببرد. شاید باورش سخت باشد که هسلر و زیکلر در دوره ای از فوتبال در این تیم بازی کرده اند و سادیو مانه و ارلینگ هالند و مینامینو در این تیم مطرح شده اند و پیشرفت کرده اند. سالزبورگ با فروش آنها سود زیادی برده است

ردبول بر مبنای سوددهی فوتبال وارد این سیستم شده است و سود می برد، همان طور که برای قطری ها پاری سن ژرمن سوددهی خود را دارد و آنها با برنامه درآمدزایی می کنند، این موضوع می تواند الگویی برای رشد باشگاه داری خصوصی ما باشد. وقتی گزارشگر ما هنوز در بند این است که پولدارها قهرمان نشوند، نمی تواند هم بعدا اشکال بگیرد که چرا بخش خصوصی این گونه عمل می کند. هنوز در ناخودآگاه خود معتقدیم که فوتبال همان سیستم زمین خاکی خود را دارد و نباید باشگاه ها پولدار شوند

برای اینکه مثالی بزنم می شود به رفتار سرمایه گذاران ایرانی در فوتبال اشاره کرد که مبنای درستی از نظر بازاریابی ندارد. وقتی تمامی هدف مالک تراکتورسازی قهرمانی در لیگ است، نمی تواند درک درستی از سود و زیان خود داشته باشد که از طرف دیگر با رفتار هیجانی و عصبی خود باعث ضرر اقتصادی خودش و دلسردی خودش می شود. به همین دلیل هم هست که مالکان و ثروتمندان قبلی که وارد فوتبال شدند به دلیل نداشتن استراتژی بازاریابی مناسب خیلی زود دلسرد می شدند ومی رفتند. البته یادی از مهندس درویش کنیم که تنها به دلیل عشقش به فوتبال سال ها در تیم نوشهر سرمایه گذاری کرد

اتفاقا جالب است که خیلی از این سرمایه گذاران پس از تملک تیم ها به این نتیجه می رسند که ای بابا حق پخش تلویزیونی وجود ندارد یا نمی شود تی شرت فروخت. خوب، یک تاجر خوب پیش از سرمایه گذاری می آید بازار را شناسایی می کند و بعد سرمایه گذاری می کند. در حالی که من تا حالا برنامه ریزی درستی در سرمایه گذاری ندیده ام. اگر ردبول به سوددهی می رسد، برای این است که ده سال سرمایه گذاری می کند تا به سود برسد؛ در حالی که احتمالا سرمایه گذاران ایرانی فکر می کنند دارند دلار خرید و فروش می کنند، بنابراین باید در یک هفته سود کنند

خلاصه کنم: برنامه ریزی اقتصادی برای سوددهی لازم است و دوم اینکه متوجه باشیم فوتبال هم کالایی شده است و انگیزه سرمایه گذاران سود بردن است

Wednesday, August 19, 2020

به بهانه پرونده های ایرانی در فیفا

در دوره مدرن بحث عدالت بسیار مطرح شده است و بسیار هم تلاش شده است که تعریف و راه کاری برای رسیدن به آن پیشنهاد شود. یکی از این راه کارها توجه به گروه هایی است که مورد تبعیض یا استثمار قرار گرفته اند. بنابراین چندان عجیب نیست که در کشورهای اروپایی شاهد یک تبعیض مثبت به نفع زنان باشیم؛ بدین شکل که کارفرمایانی که دغدغه های برابری طلبانه دارند در آگهی های کاری خود ذکر می کنند که در شرایط مشابه کاری ترجیح می دهند که زنان را استخدام کنند. با این کار تلاش می کنند تا بر نابرابری های ساختاری و تاریخی غلبه کنند

از آنجایی که در جهان سرمایه داری کارگران و کارمندان گروه هایی هستند که مورد استثمار قرار می گیرند، برخی از توجهات و قوانین در این جهت است که استثمار آنها کمتر شود. یکی از این تلاش ها شکل گیری اتحادیه های قوی کارگری / کارمندی از یک سو و احقاق حق حقوق بگیران از طریق نظام قضایی عادل است؛ این همان حلقه مفقوده در نظام اقتصادی و قضایی ایران است. چه بسا کارگران و کارمندان بسیار که حقوق خود را دریافت نکرده اند و دست شان در ایران به جایی بند نیست؛ چرا که کارفرما هم استثمارگر است و هم در نظام قضایی قوی تر. بنابراین شکایت های کارگری و کارمندی به نتایج مطلوب برای حقوق بگیران نمی انجامد

عکس این موضوع در سطح بین المللی - و در اینجا فیفا - صادق است. بازیکن و مربی ای که از باشگاه (یعنی کارفرمای خود) به فیفا شکایت می کند، به حق خود که همان حقوق معوقه اش است می رسد و کارفرما محکوم می شود. از آنجایی که در ایران به اشتباه جا افتاده است که کارفرما زورش بیشتر است، در سطح بین المللی باشگاه های ما در مقام کارفرما حرفی برای گفتم ندارند و باید به مفاد قرارداد خود تمکین کنند

مخلص کلام این که برای جا افتادن مطلب باید به این فکر کنیم که عدالت در یک معنای خود ایجاد شرایط برابر برای گروه هایی است که به دلایلی در جامعه صدای رسا ندارند و توجه به آنها کلید برابری خواهد بود. با این نگاه می شود انتظار داشت که در آینده کارفرما و باشگاه حق کارگر و کارمند و بازیکن را بموقع و عادلانه بدهند

Monday, August 17, 2020

یک پند اخلاقی

 احساس می کنم که چند وقتی هست پند اخلاقی داده نشده و گفتم بهتون نهیبی بزنم> این فصل برای امیر قلعه نویی خیلی خوب شروع شد و سپاهان برای مدتی صدرنشین شد و بعدش امیر گزینه اصلی مربیگری تیم ملی شد. اما ناگهان بدبیاری شروع شد و تیمش نتایج خوبی نگرفت و فشارهای مردم زیاد شد. در نهایت هم بعد از حذف تیمش از جام حذفی استعفا داد. خلاصه اینکه در همه حال حواستون باشه