Thursday, August 01, 2019

آگوست 1969 و شکل گیری ضدفرهنگ در آمریکا

یکی از دهه های مهم تاریخ معاصر آمریکا دهه 1960 میلادی است. نسل بعد از جنگ جهانی دوم در آمریکا ویژگی های خاص خود را دارد؛ دوره ای که اقتصاد آمریکا دارد می ترکد و به دلیل عدم کنترل موالید میزان زاد و ولد نسل جدیدی رشد پیدا می کنند که در عین دارا بودن امکانات اقتصادی از نظر اجتماعی شرایط ناپایداری دارند. افسردگی بین این نسل و خشم و سرخوردگی باعث شد تا جنبش های این نسل ماهیتی انقلابی داشته باشند. در کنار آنها شرایط سیاسی آمریکا باعث شده بود تا فضای سیاسی شکل جدیدی پیدا کند. دخالت آمریکا در کشورهایی مانند ویتنام باعث شده بود تا نسل جوان آماده مبارزه باشند

به هر حال خلاصه کنم؛ دهه شصت آمریکا با جنبش هایی مانند جنبش زنان و حقوق زنان، با جنگ ویتنام، با موسیقی معترض و با شدت گرفتن مصرف مواد مخدر شناخته می شود. در مورد هر کدام از این رویدادها می شود ساعت ها صحبت کرد؛ فقط غرض از این نوشتار یادآوری یکی از رویدادهای مهم آگوست 1969 به عنوان چکیده ای از این دهه است که در آن فستیوال وود استوک اجرا شد و بیش از چهارصد هزار شرکت کننده با شعار «سه روز صلح و موسیقی» دور هم جمع شدند تا تاریخ جدیدی از موسیقی و مواد مخدر و جنبش های ضد شرایط موجود را بنویسند

Monday, July 15, 2019

یک رویای خیلی بزرگ / تاریخچه ورود فوتبال به مدارس آلمان

در تاریخ تحول فوتبال آلمان اکثرا با معجزه برن آشنا هستید. تیم ملی آلمان در جام جهانی 1954 سوییس موفق شد که در عین ناباوری قهرمان شود و معجزه وار تیم مجارستان را در فینال شکست دهد. اتفاقی که موجبات شکل گیری بوندس لیگای آلمان شد و پس از آن آلمان به عنوان یکی از قطب های فوتبال در دنیا مطرح شد. واقعه ای که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، جریان ورود فوتبال به آلمان و رسمی شدن آن در مدارس است

پایه گذار این جریان شخصی به نام کونراد کخ بود که در دهه 1870 میلادی در مقابل فرهنگ حاکم و شرایط موجود ایستاد و باعث شد که بجه ها فوتبال بیاموزند و بازی کنند. پیش از وی بازی فوتبال در آلمان ممنوع بود و به فوتبال به عنوان بازی انگلیس ها نگاه می شد. هم چنین در مدارس امپراتوری آلمان هیچ گونه انعطافی وجود نداشت و بچه ها با دیسیپلین و نظم بسیار خاصی تربیت می شدند که به نوعی با ذایقه شان هم خوانی نداشت

کخ که معلمی نوگرا بود، با بچه ها فوتبال بازی کرد و به آنها قوانین این بازی را مرور کرد. معلمان مدرسه و افراد دولتی برون شوایگ که کخ در آنجا زندگی و تدریس می کرد، به کل با این موضوع مخالف بودند و بارها و بارها برای او مشکل ایجاد کردند. اما در نهایت کخ موفق شد و بچه ها اجازه پیدا کردند بازی انگلیسی ها را در مدرسه انجام دهند

داستان این وقایع در فیلم بسیاری جالبی به نام یک رویای خیلی بزرگ به تصویر کشیده شده است

نکته جالب اینکه با وجود این اتفاقات مهم بسیاری ایالات آلمان بازی فوتبال در مدارس را به رسمیت نشناختند؛ من جمله ایالت بایرن که در نهایت در سال 1927 به بچه ها اجازه داد که فوتبال بازی کنند

Sunday, July 07, 2019

اندازه گیری شور و شوق جنسی

یکی از مجلاتی که معمولا همه شماره های آن را می خوانم روان شناسی اسپکتروم نام دارد. دلیل اصلی آن هم در اینجاست که مطالب آن مبتنی بر دستاوردهای علمی است؛ ولی مانند مجلات علمی محض متون پیچیده یا عجیب و غریب نمی نویسد

در شماره جدید این مجله مطلبی وجود  دارد که بسیار جالب بود. متن به بررسی روند تغییرات میل و کشش جنسی در میان زوج ها می پردازد. در مورد ازدواج از گوشه و کنار مطالبی می شنویم، ولی سوال این است که کدام یک از این مواردی که می شنویم درست است: زوج ها بعد از گذشت سالیانی چند از ازدواج تمایل جنسی به یکدیگر ندارند. مردان تمایل بیشتری به رابطه جنسی دارند تا زنان. می توان فرمولی برای تعداد رابطه جنسی بعد از گذشت چند سال از شروع رابطه شروع کرد

خلاصه ای از نتایج مقاله رو در اینجا می آورم که شاید با توجه به جو حاضر در ایران که کمتر به این مسایل پرداخته می شود مفید باشد:

  • به نظر می رسد که با گذشت زمان کیفیت رابطه جنسی بین زوج ها بهتر می شود
  • تحقیقات نشان می دهد که برخی عوامل در خوشبختی زوج ها موثرتر است: بغل کردن و در آغوش گرفتن و ارتباط صادقانه قدم های اصلی و ابتدایی هستند. منظور از ارتباط صادقانه این است که طرفین باز هستند و در هر موردی با هم صحبت کنند. این موضوع را با تاکید می نویسم؛ چون بین ایرانی ها متداول است که با هم در همه موارد راحت صحبت نکنند. این موضوع باعث جدایی طرفین می شود و به رابطه آسیب می زند
  • یکی از مواردی باعث رابطه خوب می شود، تقسیم منصفانه کار در خانه و بیرون است؛ یعنی مشارکت در امور زندگی
  • هم چنین تنوع در شکل رابطه جنسی باعث می شود که خوشبختی در رابطه افزایش یابد
  • یک تحقیق نشان می دهد که حدود یک چهارم مردان آلمانی مشکل تحریک دارند؛ یعنی آلت شان آماده رابطه جنسی و دخول نمی شود. در مقابل، بخش قابل توجهی از زنان آلمانی از کمبود شوق و هوس جنسی، ارضای جنسی و حس ارضای جنسی رنج می برند

آماری که در مورد شکل روابط جنسی برای آلمانی منتشر شده است هم در نوع خود جالب است

  • مردان آلمانی در بطور متوسط ده پارتنر جنسی تجربه کرده اند و زنان پنج تا
  • پنج درصد مردان مورد مطالعه با هم جنس رابطه جنسی داشته اند؛ این عدد برای زنان مورد پرسش هشت درصد بوده است
  • هشتاد و هشت درصد مردان و هشتاد و نه درصد زنان مورد مطالعه رابطه واژنال را تجربه کرده اند
  • پنجاه و شش درصد مردان و چهل و هشت درصد زنان از رابطه جنسی دهانی - اورال سکس - لذت برده اند
  • پنجاه و یک درصد مردان و چهل و پنج درصد زنان خودشان به عنوان فرد فعال اورال سکس را انجام داده اند
  • نوزده درصد مردان تجربه انجام رابطه مقعدی را دارند
  • چهار درصد مردان و هفده درصد زنان تجربه دخول مقعدی را داشته اند  


Saturday, July 06, 2019

خدمتی که من به دوستان کردم :)))

از وقتی در اتریش هستم؛ تقریبا هر ماه دوست نزدیکی و هر هفته دوستی از طریق اینترنت نامه ای می دهد و در مورد مهاجرت به اتریش سوال می کند. یکی از خدمات من به این دوستان این است که آنها را از مهاجرت به اتریش منصرف می کنم

دلایل ساده ای برای این انصراف وجود دارد؛ اول این که اتریش ذاتا کشور مهاجرپذیری نیست؛ یعنی قوانینی برای راحتی مهاجران وجود ندارد و در نتیجه کسانی که قصد خروج از ایران دارند، بهتر است به کشوری بروند که آمادگی پذیرش مهاجران را دارد. در نتیجه این موضوع باعث می شود که روند اداری بسیار طولانی باشد و برای بدست آوردن اقامت کشور درگیر مسایلی می شوید که در کشوری مانند استرالیا لزومی به آن وجود ندارد. دوم این که کشور کوچکی مانند اتریش بازار کار کوچکی دارد و در نتیجه کار پیدا کردن در آن بسیار دشوارتر است و مقایسه کوچکی با کشوری مانند آلمان نشان می دهد که بسیاری افراد می توانند راحت تر کار پیدا کنند. از طرف دیگر، در گذشته دانشگاه ها در اتریش رایگان بود و مزایایی برای همراهی خانواده وجود داشت، در حالی که اکنون این شرایط وجود ندارد. دانشگاه پولی است و برای همراهی خانواده به هیچ وجه تسهیلاتی قایل نمی شوند

البته طبیعتا وین برای تحصیل و اقامت مزایایی دارد: اول این که در مرکز اروپاست و کسانی که در اینجا هستند می توانند به کشورهای بسیاری سفر کنند. هم چنین اگر اگر و تایید می کنم اگر با بورس بیایید، بسیار دوره خوبی است چون می توانید دو سه سال در اینجا زندگی و تحصیل کنید و اینجا سکوی پرتاب خوبی برای رفتن به کشور دیگری خواهد بود. دوستان بسیاری هستند که به پیدا کردن کار یا پناهندگی به اتریش می آیند و پس از مدتی فشارهای اقتصادی آنها را از پا می اندازد

خلاصه این هم پیوسته ای بود به نوشتار پیشین

Tuesday, June 25, 2019

دردسرهای بوروکراسی غربی و سینا :)

من کلا از دو تا جمله هست که خیلی خیلی بدم میاد. یکی این که مامان از من می پرسید پس با پولت چکار کردی و اون یکی جمله ای که من هر وقت اظهار نظر می کنم یکی میگه آقا شما که نشستی تو خارج

نتیجه این نفرت هم این شده که از والدینم پول نخوام و به حد مرگ در دوره احتیاجاتم سختی بکشم و حتا گرسنه باشم؛ یعنی یادمه که وقت هایی تو زندگی بوده که گرسنه بودم ولی پول نخواستم. البته یک استثنا هم داره و اون هم به خاطر دختری بود که دوستش داشتم و دارم و برای عروسی از خانواده حمایت مالی درخواست کردم
برای اینکه دومین جمله رو هم نشنوم به ندرت با ایرانی ها کل کل می کنم. آخرین شاهکاری که شنیدم هم در مورد یکی از دانشجوهای دکترای دانشگاه وین بود که برای پروپوزال از من کمک خواست و من هم نظراتم رو دادم؛ بعدش طرف گفت البته شما ده ساله ایران نیستی وگرنه تو ایران این پروپوزال من خیلی هم خوبه؛ اتفاقا استادا همین ها رو درس دادن و من خودم تو ایران دکترا گرفتم !!!! در این مورد دیگه واقعا آدم باید سرش رو بکوبه به دیوار. شاید سطح علمی کارهای ایران پایین باشه؛ ولی استادان ما هیچ وقت کپی کردن رو تجویز نمی کنن. ممکنه حتا چشمشون رو ببندن و خیلی تو سر و کله کسی نزنن؛ ولی این به معنای بالا بودن سطح کار دوست ما نبوده و نیست. من اصلا یادمه دکتر شادرو سر کلاس دشمن اطناب بود؛ حالا طرف پروپوزال رو شروع کرده: همان طور که می دانید موضوع مهاجرت اهمیت زیادی دارد و ما باید بدانیم که مهاجرت در دنیای امروز مساله روز شده است و از طرف دیگر مهاجرت برای اروپایی ها هم مهم است و ...
خوب معلومه این رو به هر کسی بدی شاکی میشه 

حالا این مقدمه رو گفتم که برسم به اتفاقی که برای من افتاده و اصلا هر کجای دنیا باشه مسخره و خنده داره؛ حالا این اتفاق تو چهارچوب بوروکراسی اروپایی برای من پیش اومده
احتمالا هر کسی تصوری از مهاجرت داره و به نظر میرسه که الان داشتن تابعیت کشور دیگه کالای باارزشی شده؛ برای همین هم خیلی ها برای گرفتن تابعیت تلاش می کنن. البته خوشمزه اونایی هستن که به عنوان پناهنده میان اروپا و میگن که جونشون در ایران در خطره و نمی تونن برگردن. فردای اون روزی که پاسپورت میگیرن، برمیگردن ایران:)))) میگم فردا؛ جدا میگم ها

بماند؛ من برنامه ای نداشتم برای گرفتن تابعیت. تا اینکه شایا به من گفت با این شرایطی که هست ممکنه فردا یه گیری بدن و مجبور شی بری. زندگی مون خراب میشه. دیدم خیلی هم بی ربط نمیگه؛ در نتیجه گفتم برم شرایط رو بپرسم. به من گفتن اگر شما پس از کسر اجاره خونه ماهیانه براتون هزار و سیصد و چهل یورو بمونه؛ میتونید اقدام کنید

این داستان حدود ده ماه پیش بود؛ وقتی مدارک رو آماده کردم، زنگ زدم و طرف برای پنج ماه بعدش وقت داد! بعد از پنج ماه که گذشت، رفتم پیش مسوول پرونده و طرف گفت شما یکی از مدارک رو ندارید؛ برو اون رو تهیه کن و وقت بگیر. هفته پیش که مدرک رو تهیه کردم، زنگ زدم و طرف گفت تا پنج ماه وقت پره. برای اون موقع وقت داد

من هم دیروز مدارک رو زدم زیر بغلم و رفتم اونجا. دیدم اون خانمی که گفته وقت ها پره؛ برای خودش تنها نشسته. رفتم باهاش صحبت کنم و مدارک رو نشون بدم. یهویی به من گفت شما بعد از کسر اجاره خونه براتون هزار و پونصد و پنجاه یورو میمونه!!! گفتم همکار شما گفته هزار و سیصد؛ روی سایت هم همین رو نوشته. گفت نه اونها قدیمی شده. گفتم الان که پنج ماه از سال گذشته، چطور هنوز روزآمد نشده؟؟؟ گفت همینه که هست؛ بفرما بیرون

حالا اگر این اتفاق در ایران بیفته چی می گفتیم؟ :)
در ضمن شرایط دانشجویی ما رو در نظر بگیرید که با ویزای ما فقط میشه نیمه وقت و بیست ساعت در هفته کار کرد. با این شرایط کسی نمیتونه این مقدار درآمد داشت. خوب این نشون دهنده سیاست های یک کشور هست.

Thursday, June 13, 2019

انرژی که ویلموتس رها کرد

حضور ویلموتس در تیم ملی باعث شد که انرژی نهفته تیم ملی ناگهان رها شود و در امور تهاجمی موفق باشیم. سبک بازی کیروش تکیه بر نظم در ساختار دفاعی و پس از آن استفاده از  ضد حملات و ضربات ایستگاهی بود؛ در مقابل می بینیم که تیم ویلموتس کارهای ترکیبی بیشتری انجام می دهد و بدین ترتیب از نظر چشم نوازی امتیاز بیشتری می گیرد

Wednesday, June 12, 2019

وقتی بی اخلاقی ارزش می شود

عدالت، حق و اخلاق مفاهیم پیچیده جامعه انسانی هستند و این موضوع باعث می شود که ما از مطلق گرایی در مورد آنها پرهیز کنیم. در اصل، ما اخلاق ثابت نداریم و من نمی توانم ادعا کنم که من آدم بااخلالقی هستم و اصغر نیست
اما چیزی که می شود در موردش صحبت کرد، کارایی برای جامعه است. به عنوان مثال اگر من سال ها قبل به همسایه حمله می کردم و  او را می کشتم و اموالش را می گرفتم و زنش را به کنیزی می بردم؛ الان این حرکت محکوم است
اتفاقی که در برنامه ستاره ساز شماره 35 برای حسن سالمی افتاد از همین جنس بود. این بازیکن در یک باازی تک به تک با فن کشتی حریف به زمین زده شد و یک گل مسلم از او گرفته شد و در نتیجه حذف شد. در اینجا فردی مثل خداداد عزیزی از این کار حمایت کرد. در اصل او از یک حرکت غیرورزشی دفاع کرد و ادعا کرد که برای برنده شدن می توان به هر کاری تن داد. 
این ویژگی جامعه سرمایه داری است که برنده شدن به هر قیمتی را تجویز می کند؛ یعنی می گوید اگر شما اختلاس کنید اشکال ندارد؛ چون به هدف جامعه که پولدار شدن است رسیدید
می خواهم تاکید کنم که در چنین جامعه ای که قوه قضاییه در ایجاد عدالت ناتوان است و نمی تواند حق را - در معنای اجتماعی حق - احقاق کند، بی اخلاقی حاکم می شود