Thursday, August 06, 2020

مظلوم پرستی ما ایرانی ها

یکی از مواردی رو که همیشه در زندگی برای من سوال بوده و احتمالا برای خیلی ها هم سوال بوده برای احترام نمی نویسم؛ اما موضوع این نوشتار مظلوم پرستی بیمارگونه ما ایرانی هاست. انگیزه نوشتن هم این داستان قروض باشگاه های ایرانی به غیرایرانی ها و تفاوت نگاه به این دو گروهه. از طرف دیگه اتفاقاتی که برای من و خیلی از اطرافیانم افتاده که به دلیل ترس از آبرو یا هر دلیل دیگه ای نتونستیم مطرح کنیم و در اصل مظلوم واقع شدیم

سکانس اول: ببینید این همه بازیکن و مربی ایرانی و غیرایرانی در این فوتبال مشغولن و حقوقشون رو دریافت نمیکنن. به ایرانی ها گفته میشه که حالا این تیم شماست؛ ممکنه تیم در آسیا دچار مشکل بشه، به خاطر هوادار یا صد تا چیز دیگه حق بازیکن یا مربی رو ندن. اما اگر همه اینها رو به مربی یا بازیکن خارجی بگی جوابت رو با قاطعیت میده و حقش رو مبادله میکنه. این تفاوت فرهنگی در جای دیگه ای بیشتر خودش رو نشون میده

سکانس دوم:چند نفر از اعضای خانواده به من توهین می کنند؛ نگاه والدین این است که حالا اونها بزرگتر هستند و احترامشون واجبه یا اینکه خدا حقشون رو میده. از این بدتر سکانس سومه

سکانس سوم: به دختری تعرض میشه و خانواده به دلیل حفظ آبرو سکوت می کنن و دختر هم یاد میگیره که سکوت کنه. در اصل این موضوع تبدیل به الگوی رفتاری میشه

در هر سه مورد شاهد آنیم که جامعه گویی می خواهد بگوید که اصالت مظلومیت وجود دارد و با بهانه هایی تلاش می کند فرد مظلوم را وادار کند که از خواسته و حقش بگذرد. چنین سیستمی در نهایت نوعی مظلوم پروری می کند که شاید در گذشته می توانست کاربرد داشته باشد؛ اما در دوره مدرن جایی ندارد و به همین دلیل است که با اکثر افرادی که در خارج از ایران کار می کنند صحبت کنید متوجه می شوید که یکی از اولین تغییرات آنها برای تطابق با زندگی در خارج از ایران همین عدم پذیرش نقش مظلوم و خارج شدن از نقش است

Wednesday, August 05, 2020

یکی بیاد این بچه های مردم رو به من نشون بده

وقتی بچه بودم، خیلی درسخون و مودب و متین بودم. به جرات می تونم بگم که اکثر والدین فامیل من رو به عنوان الگو به بچه هاشون نشون میدادن؛ اما با این همه همیشه از مادرم می شنیدم که می گفت چرا این طوری عمل کردی و بچه های مردم خیلی خوبن و کلی مسایل این طوری. همیشه برای من سوال بود که این بچه های مردم دقیقا کدوم هستن و کی مد نظر مادر منه؟

الان هم داستان فوتبال ما همین شده. هر کی صحبت میکنه اشاراتی میده که ما نمی فهمیم کیه. یکی میگه لیگ رو بعضی ها کنترل می کنن؛ یکی میگه بعضی ها نذاشتن با برانکو توافق کنیم؛ یکی میگه بعضی ها نخواستن من مربی تیم بشم؛ یکی میگه بعضی ها داورها رو تهدید کردن و خلاصه همین طور برو جلو. هر وقت هم بگی خوب منظور شما کیا هستن؟ میگه خود مردم میشناسن :)))

Saturday, August 01, 2020

بیماری کرونا و مفهوم سرمایه اجتماعی

یکی از مفاهیم جالب علوم اجتماعی سرمایه اجتماعی است که بر مبنای اعتماد در جامعه شکل می گیرد. در مورد جزییات و تعاریف این دو مفهوم اطلاعات کافی در اینترنت وجود دارد. نکته ای که الان می توان در مورد آن صحبت کرد، بحث کرونا و ارتباط آن با این مفاهیم است

در مورد اعتماد، مثال جالبی وجود دارد و آن هم مساله زندانی هاست. در این حالت اگر دو زندانی به هم اعتماد کنند، هر دو منتفع می شوند؛ اما وقتی اعتماد نکنند هر دو ضرر می کنند. در مورد کرونا هم چنین است؛ اگر همگان پایبند نکات ایمنی باشند، می شود امیدوار بود که بیماری مهار شود، ولی مشکل وقتی پیش می آید که عده ای رعایت می کنند و عده ای خیر. در این صورت، افرادی که در تلاش برای مهار بیماری هستند به این نتیجه می رسند که اعتماد به باور همگانی سودی ندارد و آنها هم شروع به پیروی از دیگران می کنند و این باعث می شود که رشد بیماری تسریع شود

مثال مشابه مالیات است. وقتی عده ای مالیات دهند و عده ای خیر، پس از مدتی افرادی که مالیات می دهند به این نتیجه می رسند که در حال ضرر هستند و به این نتیجه می رسند که دیگر مالیات ندهند. بدین ترتیب کل جامعه به دلیل تشدید مشکل بیش از پیش متضرر می شود

Saturday, July 18, 2020

استثمار نیروی کار در اروپا

یکی از انتقادات چپ گرایان به کل ساختار سرمایه داری امکان استثمار گروه های فرودست در آن است؛ امکانی به گروه های فرادست اجازه می دهد تا فراتر از قانون از نیروی کاری استفاده کنند بدون آن که نیازی باشد تا در چارچوب قانونی حقوق حقه افراد را بپردازند. از این نظر اشاره می کنم که این یک نقد چپ به ساختار سرمایه داری است که مارکس در تحلیل خود از نظام سرمایه داری به این موضوع اشاره کرده بود که در نظام سرمایه داری تنها عاملی که دارنده ابزار تولید می تواند در آن دخل و تصرف کند هزینه ای است که برای نیروی کار می پردازد. در اصل، سرمایه دار می تواند با کاهش حقوق کارگر هزینه تولید و در نتیجه سود خود را افزایش دهد

در سال های اخیر، چنین روندی در کارهایی که به عنوان مشاغل حقوق کم (Low-income jobs) شناخته می شود به خوبی قابل رویت است. به نظر من، حتا رفتار انسان دوستانه آلمان در جذب تعداد زیادی پناه جو در سال های اخیر، بیش از هر چیزی نیاز این کشور به نیروی کار ارزان در مشاغل سطح پایین را نشان می داد. کما اینکه اکثر این افراد در کارهایی مشغول شده اند که هیچ آلمانی در این زمینه وارد نمی شود

مثال جدیدتر آن را در رفتار دولت اتریش در زمان شیوع بیماری کووی-19 دیدیم. در دوره ای که تمامی پروازها از و به وین ممنوع بود، یک پرواز اختصاصی تعداد زیادی از نیروهایی که وظیفه کار برای سالمندان و نگهداری آنها را دارند از بلوک شرق به اتریش آورد تا پس از قرنطینه دو هفته ای به کار در این شرایط مشغول شوند. این در حالی است که در آن زمان کشور اتریش بالاترین میزان بیکاری پس از جنگ دوم را تجربه می کرد! خود بخوان حدیث مفصل

اخیرا یکی از زنان بلغاری که به عنوان پرستار سالمندان در آلمان فعالیت کرده است، از شرایط حقوق خود شکایت کرده است. داستان این است که او در زمان کار خود حقوق خالص ماهیانه هزار یورو دریافت کرده است که می شود گفت کمینه حقوق در آلمان و کمی بالاتر از خط فقر است. بطور اسمی او بین سی تا چهل ساعت کار می کرده است؛ اما شکل اصلی کار بدین گونه است که او باید همیشه در دسترس بوده است و عملا شبانه روز مجبور بوده است که کارهای افراد تحت پرستاری خود را انجام دهد. بنابراین عملا باید محاسبه حقوق او باید به شکلی دیگر انجام میشده است. دادگاهی در برلین کارفرما را به پرداخت چهل و دو هزار یورو محکوم کرده است. این نیروی کار بلغاری نمونه ای از چند میلیون نیروی کاری است که در این شرایط استثمار می شوند

Saturday, July 11, 2020

سرمایه داری، جنگ جهانی اول و دوم و قرارداد با چین

مارکس بهترین تحلیل ممکن از دوره سرمایه داری را در اختیار ما قرار داده است و اگر هم در مجامع علمی تشکیکی به مارکس وارد است، به واسطه پیش بینی های اوست. علاوه بر این، نکته در این جاست که مارکس جنبه اقتصادی و اجتماعی جامعه سرمایه داری را به خوبی تحلیل کرده است و پسینیان مارکس جنبه های فرهنگی یا سیاسی جامعه را مورد مداقه قرار داده اند

یکی از مواردی که مارکس به درستی به آن اشاره کرده است؛ بحران های ادواری سرمایه داری است که به واسطه این شیوه تولید و روابط منشعب از آن پیش می آید و گریزی از آن نیست. یکی از مهم ترین بحران های سرمایه داری بحران مازاد تولید است

با مثالی واقعی و بعد از آن خیالی بحث را روشن می کنم. آغاز سرمایه داری در انگلستان بود و انقلاب صنعتی هم به هم چنین. کارخانه های پارچه بافی انگلستان یکی از مثال های جالب متاثر از انقلاب صنعتی بود. وقتی کارخانه ها صنعتی شدند، تولید بالا رفت. طبیعتا بازار داخلی یک کشور اشباع شونده است و بعد از مدتی دیگر خریداری در کشور وجود ندارد. راه کارهای پیش روی تولیدکننده تعطیلی کارخانه یا کاهش تولید یا کاهش قیمت است. اما با توجه به منطق سرمایه داری که سود بیشینه هدف آن است؛ راه دیگری مطرح می شود: یافتن بازارهای جدید. 
چه کنیم؟ هندی ها را به جایی برسانیم که پارچه های ما را مصرف کنند و بعد از آن کل دنیا

مثال خیالی: فرض کنید که من شرکت تولید قطعات مخابرات دارم و برای اعضای خانواده گوشی می سازم. خانوار هشت نفره ما حداکثر سی و دو گوشی می خواهد تا هر عضو خانوار یک گوشی در جیبش بگذارد. وقتی سی و دو گوشی تولید کردم دیگر مشتری ندارم. چه می کنم میرم سراغ خانوار کناری. اما آنها شخصی دارند که گوشی برایشان می سازد. چه می کنم؟ یا آن شخص را به شکلی با خودم همراه می کنم یا از بین می برم یا اینکه با ایجاد انگیزه در آن خانوار (مثل قیمت پایین تر یا ارایه خدمات جانبی) آنها را تشویق به خرید گوشی خودم می کنم و ... . حالا با همین توضیح به چند پدیده می پردازم

خیلی ساده می شود گفت که جنگ جهانی اول به دلیل ترور ولیعهد اتریش شروع شد یا جنگ دوم به دلیل حمله هیتلر به لهستان؛ در حالی که با این نگاه می شود دستیابی به بازارهای جدید را دلیل اصلی این داستان ها دید. با اشغال هر مستعمره ای انحصارهای اقتصادی بسیاری شکل می گیرد و کشور جدید می شود بازار جدید برای فروش کالا و در بسیاری موارد خرید ارزان مواد خام

به قراردادهای ایران و چین هم به همین منوال می توان نگاه کرد. رشد سرمایه دارانه چین مستلزم بازارهای جدید است که چین از این فرصت استفاده می کند و با قراردادهایش این منفعت را برای خودش به وجود می آورد

Sunday, July 05, 2020

اینم مدیر فوتبالی

فوتبالی ها اصرار خاصی دارن که مدیران تیم ها باید فوتبالی باشن؛ اما فکر کنم این مدیریت انصاری فرد و سرپرستی پیروانی تو پرسپولیس نشون میده که همچی خبری هم نیست

انصاری فرد که بیشتر دنبال نمایش بود و پیروانی هم که بیشتر می خواد خودش رو دلسوز نشون بده و خزعبل سر کنه. هفته پیش تو این مایه ها بود که بیرواند باید بمونه و ما از طریق فیفا اقدام می کنیم. حرفی که معلوم بود از دانش کم ایشون ناشی میشد و امروز خیلی راحت میاد میگه که بیراوند باید بره 

خلاصه استاد کلا بیشتر در پی دعوا و خودنماییه 

Tuesday, June 30, 2020

مسیر اشتباهی که دایی رفت و مجیدی هم در آن افتاده است

خیلی جالب است، همیشه بازیکنانی هستند که وقتی وارد عرصه مربیگری می شوند؛ شخصیت جدیدی از خودشان نشان می دهند که با انتظارها تطابق ندارد

یکی از این بازیکنان علی دایی بود. علی دایی که در دوره بازیگری به دلیل سخت کوشی و شخصیت متعصبش زبانزد بود و به بالاترین افتخارات که یک ایرانی انتظار داشت رسید، در دوره مربیگری وارد بازی درگیری تهاجمی با همه شد و همین موضوع به حاشیه اش برد. یکی از درگیری های همیشگی دایی با داوران بود که به نظر من تاثیر بسیار منفی روی کارش گذاشت

مجیدی هم به وضوح همان راهی را می رود که دایی رفت. درگیری های مداوم مجیدی با مدیر و داوران کار فنی او را تحت تاثیر قرار داده است. اگر دایی تیم حاضر و آماده ورنر لورانت را دست کم به درستی مدیریت کرد و تنها قهرمانی لیگ خودش را بدست آورد، مجیدی در آن حد هم موفق نیست که تیم متحول شده استراماچونی را قهرمان کند