Friday, July 14, 2006

حسین بختیاری و دوستان خوبم


از اينجا تا به بيرجند سه گداره

گدار اولي نقش، نقش، نقش و نگاره

گدار دومي مخمل بپوش و

گدار سومي دي‌دي‌ديدار ياره



گل زردم، همه دردم ز جفايت شكوه نكردم

تو بيا تا دور تو گردم، ااااااااااااااااه

اي يار جون، اي يار جوني

دوباره برنمي‌گردم ديگر ندوني



سه غم آمد به راهم هر سه يك بار

غريبي و اسيري و جانا غم يار

غريبي و اسيري چاره داره

غم يار و غم يار و جانا غم يار



گل زردم، همه دردم ز جفايت شكوه نكردم

تو بيا تا دور تو گردم، ااااااااااااااااه

اي يار جون، اي يار جوني

دوباره برنمي‌گردم ديگر ندوني



نسيمي كه از بن آن كاكل آيو

مرا خوش‌تر از بوي آن سنبل آيو

چو شو گيرم خيالت را در آغوش

سحر از بسترم، بوي بوي گل آيو



گل زردم، همه دردم ز جفايت شكوه نكردم

تو بيا تا دور تو گردم، ااااااااااااااااه

اي يار جون، اي يار جوني

دوباره برنمي‌گردم ديگر ندوني








این شعر متعلق به آهنگ بسیار بسیار قشنگی از آلبوم "شهر قصه" حسین بختیاریه. آلبوم رو دوست بسیار بسیار عزیزی به من داد. در همین ایام به دلایلی با یکی از دوستان خوب همین دوست آشنا شدم که هر دوشون برام بسیار عزیز هستن. میخواستم این شعر رو به اونها تقدیم کنم، ولی من نه خواننده این شعر هستم نه سراینده اون. بنابراین فقط میگم که با شنیدن این شعر زیبا یاد این دوستی زیبا می افتم. موفق باشین.



البته در آخر هم بگم که دیدار یار فقط گدار سومه، هنوز کلی گدار دیگه برای رفتن مونده.



 

1 comment:

Misagh said...

man ke too hal o havaye Pink Floydam kollan! :D ... vali... be nazar miad bad nabashe goosh dadanesh ba'zi vaghta...